بايگاني روايات 

مشاهده تمام متون

  • 2009
    • May
      • ...
        05/30/09
        نذر کرده ام
        به تعداد تارهای موی سر تو راشمع
        که شانه شان نمی زنی تا نریزند
        که فراموش خواهم شد
        از ابژه واری دست نخورده ام
        که تمام شدم خودم با دندان های سوژه

  • 2008
    • December
      • ...
        12/26/08
        اسماعیل، زورقی شکسته از انتهای بندر
        اسماعیل، زورقی شکسته و بی لنگر
        اسماعیل
        اسماعییل
        آه اسماعیل زورق شکسته ی پدرت
        اگر توان حمله به دریا را داشت
        که دشن

      • ...
        12/02/08
        و او در درد غرق شد
        روز اول به دنبالش گشتند
        روز دوم به دنبالش گشتند
        روز سوم به دنبالش گشتند
        اما تمام این ها فقط برای فریب من و تو بود آنیموس
        "وقتی بهت میگ

    • November
      • today
        11/16/08
        منم
        زن!
        عصیانگر نخستین
        لعنت شده تا گاه واپسین
        میشناسیدم به میزان شهوت خویش
        مینشانیدم بر سکوی عشرتکده هاتان
        چون صنمکی خوش تراش
        که نیاز نومیدوارتان

    • October
      • ...
        10/24/08
        اتوبوسی به نام هوس
        که در سیاهی جاده
        روی لاشه ی مرداری
        توقف کرد
        تمام باکره گان شهر را
        به سمت خانه هایشان می برد…

        صدای ناله
        از

    • July
      • شعر شب هفتصد و سي هم
        07/30/08
        چه فرقی می کند،
        برهنه در آغوشت خفته باشم‏
        وقتی ویرجینیا با آن موهای کوتاهش
        نیست که هر روز عصر
        با موهای آرایش کرده و صورت ِ سرخاب زده‏
        جلوی چشمی ِ در بای

    • April
      • ...
        04/04/08
        ويرانه هاي رداي تو
        بر آب هاي خزر
        فرو افتاده است
        سايه
        از شمال جغرافيايي آغاز مي شود
        و در جنوب سياسي تمام!
        مردار ماهي ها
        بي آفتاب
        گرد چراغ موشي ساح

    • March
      • ...
        03/03/08
        تو در میانه ای

        و من در میان
        استخوان های رقیق دارم

        برای انبساط تو در قلبم
        باید
        شُش ها یم را
        اخراج کنم
        و تا 10 بشمارم...

    • January
      • ...
        01/05/08
        آنقدر به واقعیت نزدیکی
        که حتی نمی توانم احساست کنم...

  • 2007
    • November
      • ...
        11/26/07
        خاکم کن
        چندانکه مرگ
        نمیراندم

        دردم کن
        چندانکه زخم
        برقصاندم

        مرگم کن
        چندانکه خاک
        نترساندم

        اما
        تابوت ها
        به انتظار ستاره نشسته ان

      • سنگچين
        11/17/07
        صدای خش خشِ برگ ها ، سكوتِ شب را ... نه ! ساكت كه نبود. پشتِ رديفِ نارون های كج و معوج ، جلوی ستون های ايوان ريسمان كشيده بودند و گلوله های رنگی چشمك می زدند. می گفتند صد سا

    • October
      • جنون گاوی
        10/16/07
        در گوشه اين جهان بيمار
        جايي که به دل نمانده دلدار
        گاوي دو سه در ميان آخور
        بودند به هم رفيق و دم خور
        يک گاو نر جوان نادان
        عاشق شده بود ميان ايشان
        مي زد ب

    • September
      • سايه های توی آتش
        09/24/07
        - مرتيکه ی ِ آسمون جل ِ يه لا قبا ... تو تا ديروز کفشای ما رو واکس می زدی ... پاش می افتاد ليس می زدی ... حالا چطور جرئت کردی در خونه ی ما رو بزنی و سراغ سو گلی ابراهيم خانو بگي

      • آدمها كه نمی رقصند
        09/06/07
        - پرتقال نمی خوام مادر
        - .......
        - باور کنيد نمی خوام
        دستش را تکان نمی داد. همان طور از زير چادرش بيرون مانده بود با قاچ پرتقال. ستاره ها رسيده بودند به رديف چراغ های

    • August
      • returning
        08/27/07
        شروع که می کند خیال می کنم یکی از همین عاشقانه های کامیونی است. مغزم می گوید نخوان. بلند تر می شود. خواننده با صدای کش دار مسخره یک چیزهایی از تنهایی و درد و سرنوشت می خو

      • ماهِ نو
        08/23/07
        دلمو خوش می کنم به ماهِ نو
        و نگاهش می کنم
        چادر از سرش می افته و میگه :
        - چشم نا محرم از اون پایین چرا ما رو می پاد؟!
        می گم:« این جا کسی نیست
        این منم،
        دختر عص

      • من ، تو ، او
        08/22/07
        من در را باز می کنم. چادرم را می اندازم روی ميخ ايوان. زنبيل نان و شير را می گذارم کنار در آشپزخانه. دستی به موهای سفيدم می کشم. اين کمرديگر درست بشو نيست. اين استخوان ها